یک دوشنبه ابدی در تاریخ زندگی من باعث شد با مفهوم مرگ آشنا شو م و زیستن از این گونه که هستی دارد نه آن طور که من می خواهم را نشان ام دهد. دوشنبه ۱۱مهر ۱۳۸۴ .پس از آن که مرگ شتر بی لگا مش را بر در خانه ما نشاند تا پدرم سوار بر آن زندگی ابدی اش را آغاز کند. آن وقت انگار دوباره متولد شده باشم به دنیای تازه ای پا گذاشتم که ابدیت را سهم همه می کرد اما پیش از آن یک مستطیل خالی ارمغانش بود. شب های جمعه ی تمام این مدتی که پدر نبوده جای ما کنار یک مستطیل خالی بوده تا ابدیت او را شاهد باشیم و ابدیت خود را منتظر و یادمان باشد مسافریم .این را هرگز فراموش نمی کنم. فرامش نکنیم . امشب که عکس پدر روبه رویم نشسته و حس می کنم به من نزدیک است مهستی می خواند در گوشم و دی ماه خبر ار تولد شیر سپهر می دهد...
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 18:57  توسط فاطمه شریف نژاد
|