پس از هشت سال سینما ایران در اکران نوروزی میزبان فیلمی از بهرام بیضایی بود." وقتی همه خواب بودیم" به پشت صحنه سینمای ایران و مناسبت بیمار آن می پردازد. این را علاقه مندان سینمای بیضایی می دانند.اما شاید بسیاری ندانند بیضایی در طول حیات هنری اش زجر های بسیاری متحمل شده و بار این رنج بی اندازه را تنها عاشقان ایران و ادبیات می توانند تاب آورند.
بیضایی از ابتدا برای آرمان هایش ارزش قائل بوده و هرگز راضی به زیر پا گذاشتن آن ها نشده است.
"غریبه ی بزرگ" عنوان مجموعه ای از مقالات، یادداشت ها و مصاحبه های بهرام بیضایی است که به زوایای گوناگون شخصیت هنری این هنرمند که مانند کسی دیگری نیست می پردازد. اهتمام ویژه بیضایی بر اسطوره های ایرانی زبان و ادبیات ایران و ریشه های نمایش در ایران است . در تمام ساله هایی که نتوانسته فیلم بسازند تحقیق کرده و فراتر از جامعه کلیشه پسند،پژوهش هایش را ارائه داده است. بیضایی به دلیل رد کردن پایان نامه اش با عنوان" بنیان ادبیات نمایشی در ایران " تحصیل در رشته ادبیات دانشگاه تهران را رها کرد و پس از آن گنجینه ای از تحقیقات ارزشمند را منتشر کرده است. نکته قابل تامل تر در زندگی این هنرمند رنج های است که برای ساخت فیلم های ارزشمندش متحمل شده که تصور آن ها حتا برای بسیاری امکان پذیر نیست. در مجموعه ی "غریبه بزرگ" ، بیضایی را از منظر دیگر می توان شناخت.
در این کتاب می توان با تحلیل آرا و نظرات بیضایی در مجموعه آثارش، با جهان بینی او در خصوص ایران و ریشه های تغییرات فرهنگی آشنا شد. بیضایی به نسلی از هنرمندان تعلق دارد که شاید دیگر تکرار نشوند نسلی که اسطوره خواهند شد.
البته شماره فروردین ماه ماهنامه فیلم هم مصاحبه مفصلی با بیضایی داشت که به نکاتی در خصوص دیالوگ نویسی و شخصیت پردازی اشاره می شد.
***
عطار و شگفتی های جهان او
آبان ماه روزی دارد به نام کتاب و کتاب خوانی نمایشگاه کتاب استانی هم اعلام حضور می کند مانند هر سال ؛ فضای خموده انتشار کتاب در حوزه ادبیات خصوصا ادبیات داستانی هم چنان ادامه دارد.
اما در این بین می توان به ادبیات کهن که ایده های نوی را می توان از آن برای ادبیات امروز پیدا کرد اکتفا نمود چرا که هنوز ادبیات کهن را به محاق نبرده اند.
داشتن یک جلد تذکره اولیا عطار نیشابوری در هر کتابخانه ای ضروری است . لذت خواندن این اثر شگرف را از خود دریغ نباید کرد. غفلت از ادبیات کهن برای کسانی که ادبیات داستانی را دنبال می کنند جبران ناپذیر است.
مطب شلوغ بود و همه ی ما کلافه از طولانی شدن انتظار ، انگار بدانم که نگاهش مدام ما را می پاید و چهره آشنا می نماید از فرصت بی صبری مان استفاده کرد و صحبت کردیم و دانستم که ما را می شناسد ، به واسطه همان پیشینه روزنامه نگاری و خودش روزنامه نگار بوده و حالا کم و بیش هست و می خواهد که دیگر نباشد.
من کنجکاو از دانستن هم ، می پرسیدم از شرایط کارش ، حقوق و مزایا و زندگی اش ؛ و او که متانت و حجبش به چشم می آمد جوابم را می داد و من متاسف می شدم .
می گفت صبح و بعد از ظهر در نشریه ی فلان کار می کند. چه کار می کند ؟ همه کار. در تمام قسمت ها تجربه اندوخته بود آن وقت چه قدر حقوق می گرفت 50هزار تومان .
گفتم: مگر جوانی و عمرت را از سر راه آورده ای ؟ غمگین شد خوب به حقوقش واقف بود و پیشتر هم تلنگر خورده بود برای بریدن از عالم نشریات.
این همه ظلم را می شناختم و این فضا ها را، ظلم های زیادی چشیده ام و چشیده اند بسیاری از کسانی با تصور شفاف وذهن عدالت خواه شان وارد نشریات می شوند تا کاستی ها جامعه را بگویند و کلمه کنند و شاید راهکاری شود و بعد خود طعمه ستم مدیران مسوول می شوند. حدیث جوانی و عمر ما افسوسی است تا ابد.
جالب است هیچ کس هم نیست که داد این ها را بستاند .کدام شغل برای این همه فعالیت این قدر مزد می دهد. کسی می گفت مگر سندیکا ندارید که حمایت تان کند؟ چه را دارند ، حمایت هم می کند اما تنها از مدیران مسوول نه روزنامه نگاران و خبرنگاران .
همین است که هر نشریه ای را ورق می زنی تاسف می خوری از این همه رکود. البته همه خبرنگاران هم مظلوم نیستند بعضی ظلم شان بیشتر از مدیران شان است .چرا که حاصل تلاش هر روزنامه نگار و خبرنگار متعلق به مخاطبان است و کاستی هر خبرنگار خیانتی به جامعه محسوب می شود.اما این رفتار هم زایده روحیه منفعت جویانه مدیران رسانه هاست .که تنها سنگ محک کارشان سود بیشتر- هزینه کمتر است.
کسی می گفت خیلی آرمان گرا هستی ؛ هستم یا نیستم مهم این واقعیت تلخ است که می بینی، نسل بی آرمان به کجا رفته . یاد دارم خبرنگاری را که حالا مسوولیتی هم در یک نشریه استانی دارد گزارش های جام جم را بازنویسی می کرد ( البته اسم کارش دزدی بود )و می خواست به نام خودش چاپ کند. همیشه به سردبیر آن زمان می گویم کاش همان وقت اخراجش می کردی . حالا او که دیگر نظارتی هم روی کارش نمی شود بارها خبرهای تکراری ، مقاله های چاپ شده و گزارش های رو نویسی شده چاپ می کند و صفحات سیاه می شوند و شرمگین و اما می دانم مخاطبان هوشیارند.
درجهان امروز روش برنده- برنده درحال جایگزینی است. اگر خبرنگاران حقوق مناسبی بگیرند ، آموزش ببینند کاردان و هوشمند عمل کنند نشریات مخاطب بیشتری پیدا می کنند فروش و اشتراک و آگهی هم بیشتر می شود و مدیران مسوول هم به سود دلخواه می رسند
اگر....!!
مولانا می فرمایددر اگر نتوان نشست.